ضحی عشق مامان و باباضحی عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

ضحی نازی

رازهای تربیت کودک موفق

1- جرات، اعتماد بنفس و شجاعت را در بچه پرورش دهید.       2- اورا مطابق رسم و آیین روز بار بیاورید نه مطابق افکار خودتان که در زمانی غیر از زمان او سرچشمه گرفته است. 3-با فرزندان خود قرار بگذارید که در حضور دیگران اشکال آن ها را نگویید، در مقابل نیز شمانیز همان انتظار را از آن ها داشته باشید. 4-رفتار شما برای کودکان بهترین آموزگار است، نه کلمات و گفتار شما.         5-رفتارهای مثبت را تقویت کنید نه رفتارهای منفی را. 6-هیچگاه بچه را فریب ندهیدو به او دروغ نگویید. 7-انتقاد کم و تمجید زیاد کنید. 8-برای بچه ها قصه بگویید. 9-نفوذ پدر بچه ها ...
30 فروردين 1392

تبریک خاله به ضحی جون

به نام خدای بهار آفرین بهارآفرین را هزار آفرین دختر بهار با آمدنت زندگیم شکوفه باران شد و قلبم بهانه ای دیگر بر تپیدن پیدا نمود، تا همیشه برایم بمان و شوق زیستنم باش. تولدت مبارک عشق خاله ...
30 فروردين 1392

ضحی ناز و کار جدید

سلام جیییییییییگر. مانی قربون دختر شیرین زبونش بره. دیروز تلفن مامان جونو ازش گرفتیی و شروع کردی حرف زدن یهو دقت کردم ببینم داری چی میگی داشتی میگفتی (ادو بابا ادو بابا) وااااااااااااااییییییییییییی من که کلی ذوق زده شدم گلکم. از دیروز تاحالا تا میگم الو دستتو میذاری رو گوشت میگی ادو. یه کتا جیبی کوچیک دارم به اسم *رازهای موفقیت کودک* از دیروز ازش خوشت اومده همش برش میداری و میگیریش جلوت مثلا داری میخونیش بلند بلند. پ.ن. یک سال و هفت روزگی                           یکی دو روز قبل از تولد یکسالگیت داخل حیاط خونه بودیم تو...
30 فروردين 1392

روزشمار قبل از یک سالگی

عزیزم دخترم فدای تو مادر تو امروز که میخوام برات بنویسم میبینم یک سال از باهم بودنمان گذشت و چقدر زود گذشت انگار همین دیروز بود که لحظه شماری میکردم برای اومدنت و دیدن روی ماهت خدایا تورا سپاس به یمن وجود نازنینی به اسم ضحی خدایا تورا سپاس. خداوندا بنده شرمساری هستم در مقابلت نمیدانم دعایم اثر دارد یا نه ولی میخواهم برای هدیه ای که خودت برایم فرستادی دعا کنم و آمین آن را دوستای عزیزم بگویند. دخترم را در تمام لحظات زندگی به تو میسپارم لحظه ای به خودش وانگزارش. توانم ده لایقم کن بتوانم سرباز امام زمانی را پرورش دهم و تربیت کنم. هرآنچه از بهترینهایت را که به بهترین بندگانت هدیه میدهی به دخترم عطا کن. توانم ده در تربیتش قصور نکنم. ...
28 فروردين 1392

تو شهرمون شهید آوردن

سلام دخترکم شهادت مظلومانه دخت نبی اکرم حضرت فاطمه زهرا (س) رو به شما و همه شیعیان تسلیت میگم شب شهادت بی بی دو عالم خانم زهرا(س) شهرمون به قدوم مطهر و پاک دو شهید گمنام معطر شد و دلامون روشن. افتخار این رو داشتیم  هم برای استقبال شهدا هم برای وداع با شهدا و هم برای تشییع شهدا باشیم باشد مارو هم شفاعت کنند و برامون دعا کنند و هوامون رو داشته باشند. ...
26 فروردين 1392

مسافرت عید(1)

سلام گلم عصر دوشنبه منو تو بابایی و دایی حرکت کردیم به طرف بندر سیریک. سیریک شهر قشنگیه و ساحل زیبا و تمییز و آرومی داره برای همین ما سیریک رو برای مسافرت انتخاب کردیم.اونجا رفتیم خونه دوست باباجون. تا رسیدیم شما شروع کردی به بازی و شیطنت: صبح دوشنبه باهم رفتیم لب دریا شما تا دریا رو دیدی ذوق کردی و راه افتادی به طرف آب انقدر خوشحال بودی که ما حال کرده بودیم. بعد از کلی آب بازی رفتیم قایق سواری فکر میکردم اذیت بشی ولی خیلی خوشت اومده بود: عصر باباجون و مامان جون و دایی حسین هم اومدن سیریک شب رفتیم ساحل و صبح سه شنبه هم رفتیم تالاب بین المللی اونجا که هم فال بود هم تماشا ...
23 فروردين 1392

سیزده بدر 92

سلام عزییییییییییییییییییییییزم خوبی مامانی الهی همیشه شاد باشی دخترم امسال برای سیزده بدر قرار شد با باباجون اینا و دایی مصطفی اینا و مادر خانمش اینا و عموعلی اینا بریم به روستای زیبا و دیدنی میجان(روستای پدری مامانیت).فکر میکردم هوا گرمه ولی سرد بود و صاف و تمییز. برات لباس گرم نیاورده بودم ولی خوب نذاشتم سردت بشه سیزده امسال خیییییییییییییییای خوش گذشت جای همه خالی بود. عکسای شما توی باغ بابابزرگ مامانی(خدا رحمتشون کنه)                       اینجا باباجون شمارو گذاشت روی درخت و منم ازت عکس یادگاری گرفتم. &nbs...
23 فروردين 1392

مسافرت عید(2)

سلام خوشگل مامان و بابا اول هفته با دایی مصطفی اینا برنامه ریزی کرده بودیم بریم زرند پیش دوست بابایی و دایی. صبح پنج شنبه راه افتادیم طرف کرمان سرراه یه سر رفتیم روستای زیبای دهبکری. اینقدر هوا بهاری و قشنگ بود درختا شکوفه زده بودن و باد بهاری درخت هارو زنده کرده بود اونجا بود که میشد قدرت خداوند رو دید و لمس کرد و ازش لذت برد خدایا شکرت بابات اینهمه نعمتی که به ما بندگانت دادی باشد که لایق آن باشیم و همیشه شکرگزار. اینم عکس دسته جمعی با بچه ها از راست به چپ فاطمه جون، ضحی جون، محمد امین جان، محیا جون و امیرمهدی جان ظهر خونه دایی جون بودیم و عصر هم رفتیم طرف زرند تا رسیدیم خونه آقا ابوالفضل شیطنتای...
20 فروردين 1392

خاطرات عید 92

سلام خانمم خوبی دخترم تو این پست میخوام خاطرات تعطیلات نوروز 92 رو واست بذارم. ظهر روز اول عید یه عالمه مهمون داشتیم و شب مهمونی خونه عموعلی مامان دعوت بودیم. روز جمعه هم رفتیم با باباجون اینا و خاله و داییا خونه باباحاجی. عصرش یه بارون قشنگی بارید و هوا کاملا بهاری شد و بوی شکوفه ها همه جارو پر کرده بود. مامان جون شب مهمون داشت مجبور شدیم زود برگردیم و شب رفتیم خونه باباجون. اینم یه عکس قشنگ از شکار لحظه ای که شما تعادلتو از دست دادی و به پشت افتادی: و ظهرشنبه باباحاجی اینا و عموها و عمه اومدن پیشمون. اینم عکس مهمونی ضحی جون و فاطمه جون و ریحانه جون: عصرشم رفتیم عیددیدنی. اینم عکس از عیدیدنی خونه خا...
17 فروردين 1392

اولین بهار زندگی ضحی نازی

سلااااااااااااااااااااااااااااام عشق من.                 اولین بهار زندگیتو با تمام احساس شاد و مادرانه خودم بهت تبریک میگم عزیزم امسال عید ما با همه سالهای قبل فرق داره منو بابایی یه فرشته مهربون کنارمون داریم که متعلق به خودمونه و پاره تنمونه هرسال سر سفره هفت سین و روز اول عید عیدی میگرفتیم ولی امسال عیدی دادیم این عیدی دادن خیلی قشنگ و جذاب بود احساس مادرانه منو چند برابر کرد حس خوب بزرگتر بودن حس خوب مادر بودن حس خوب آرامش داشتن هنگام بوسیدن و بوییدن فرزند حس خوب در آغوش کشیدن دخترم.              ...
8 فروردين 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ضحی نازی می باشد